سفره های آب زیر زمینی

 

 ) قنات راه چمن:بزرگترین و پر آبترین قنات راه چمن بودکه مصب خروجی آن(دنفره)در وسط روستا بودوآب آشامیدنی مردم از این قنات تامین می شد و آبی بسیار گوارا و لذیذی داشت که فکر کنم در دشت جوین حرف اول را میزد و سه آیش زمین را زیر کشت میبرد که عبارتند از

1-شمال روستا از شرق جاده محمدآباد وباغ صفرمیرزا تازیر باغ حاج محمد حاج علی جاده ریدوارشمال این آیش می خورد به زمینهای دلقند وریدوار

 

2-شرق روستااز پشت باغهای انگور به طرف غرب تا حلقه چاههای قنات بویاله از شمال زمینهای ریدوار و از جنوب تا جاده اصلی در قدیم مقداری از بالای جاده 

 

 3 -شرق حلقه چاههای قنات  بویاله به طرفغرب تا روستای حجت آباد و زمینهای قنات استریان از شمال تا جاده ازقندی و از جنوب تا جاده اصلی جوین

 

خروجی آب موتور راه چمن در جنوب روستا برای آبیاری آیش 1

 

 این قنات با ارزش در سال 1344 یا 1345 دچار  سیل شد

جریان از این قرار بود که در یکروز بهاری یک توده هوا از سمت غرب آمد و مسیرش را به سمت کوههای جغتای نمود  بالاخره در بالای راه آهن با سر وصدای زیاد دلش را خالی کرد وآنچه که قدرت داشت به صورت تگرگ هنرنمایی کرد و توده ی بزرگی تگرگ بر جای گذاشت آن توده ی هوا رفت نوبت قدرت نمایی آن توده ی تگرگ بود طولی نکشید که از آب شدن تگرگ آب بسیار عظیمی به صورت سیل از آن بالا به به طرف دشت جوین براه افتاد و روستاهای راه چمن و ابویسان و محمدآباد گفت را نشانه گرفت و هر چیزی را که در مسیرش قرار میگرفت می بلعید

این توده ی وقتی از راه آهن گذشت و زمینهای قارا کرز را هم رد کرد به اولین میله چاه از رشته قنات راه چمن رسید (معمولا در میل چاه باید بسته می بود) ولی بعضی ها در اثر دستکاری ویا خرابی باز میشد خلاصه آب از طریق میل چاه قنات وارد این قنات با ارزش شد وهر شیئی راکه به قهر از جای خود بزور برداشته و با خود آورده بود وارد رشته قنات راچمن کرد و خیلی از آنهارا جا گذاشت و مسیر آب را مسدود کرد وداغ فقدان این آب با ارزش را در دل مردم با صفای روستای راه چمن گذاشت لازم به ذکر است آخرین چاه از طرف روستا معروف به (کینه) می باشد یعنی جایی که رشته قنات به یک منبع آب زیر زمینی بر خورد می کند و آب آن منبع در رشته قنات جاری می شود و انواع نعمتهای پروردگار با تلاش مردم نصیبشان می شود

خلاصه آب قنات خشک شد ولی مالکین بیکار ننشتند تلاش کردند تمام رشته قنات را لای روبی کردند ولی متاسفانه آن طوریکه باید مثل اول می شد نشد  انگار  آن آّب خشمگین (سیل) تمام عقده اش را سر این قنات نازنین خالی کرده بود و مسیر کینه را بطور مرموزی بسته یا خفه کرده بود : آب قنات جاری شد ولی خیلی کم بطوری که حتی یک آیش از زمینها را هم زیر کشت نمی برد

 خوب خواست خداوند چنین بود

این خرابی غم بار پیامدهایی هم داشت که عبارتند از

پیامدها

1- رشته قناتی بود در جنوب شرقی روستا بنام (دلقند) که بطور موازی با قنات   

راه چمن بود  وحدودا هفت سال بود که دیگر آبی نداشت و خشک شده بود و داخل رشته قنات خرابی های زیادی ببار آمده بود حتی در بعضی از جاها در اثر ریزش مسیر آب بسته شده بود و فقط یک روزنه ی کوچکی باز بود احتمالا دو رشته قنات راه چمن و دلقند از یک منبع آب زیرزمینی استفاده می کردند با اختلاف سطح جزئی که وقتی سیل به داخل قنات راه چمن نفوذ می کند با فشار زیادی بسمت منبع زیر زمینی یا بهتر بگویم به حوضچه ی آب می رود و آب را به طرف رشته قنات دلقند میراند و با فشار و قدرتی که داشته سرتاسر رشته قنات دلقند را لایروبی و مسیر آب را باز می کند ولی متاسفانه در اثر این فشار و قدرت وحشتناک آب در مسیر قنات راه چمن خرابیهای زیادی ببار می آید و به صورت گل و لای در مسیر جا می ماند و آن اختلاف سطح که گفتم به نفع دلقند می شود و آب گوارایی به طرز ناباورانه ای از ( دنفره ی ) دلقند بیرون می آید و زمینهای خشک را سیراب و دل مالکانش را شاد می کند که انشاء الله در معرفی قنات توضیحات مبسوطی خواهم داد 

2- همانطوری که عرض کردم مالکان  تلاش نموده و مسیر آب را لایروبی و باز کردند و مقداری آب در قنات جاری شد ولی آنهم در اثر مرور زمان مرتب کم وکمتر می شد تا جایی که دیگر به درد کشت و کار نمی خورد قنات راه چمن خرده مالک زیاد داشت و خیلی ها بطور مستقم وغیر مستقیم از آن روزی می خوردند که در اثر این حادثه شدیدا به زحمت افتادند و بناچار مجبور به مهاجرت اجباری به شهر های دیگر شدند

یکی از میل چاههای قنات

 و اما نتیجه و عاقبت کار

نهایتا آن قنات با ارزش  خشک شد و دیگر امیدی به آن نمی شد داشت و باید چاره ای دیگر اندیشید تا  مردم با صفای روستا بیشتر از این به زحمت نیفتند و یا آواره ی شهرهای بزرگ شوند چون مردم ساده دل روستا با زندگی شهری اصلا سازگاری ندارند لذا

مالکین در محل کینه ی قنات که هنوز آب داشت مکانی در کف رشته قنات مشرف به کینه فضایی درست کردند و برای رفت و آمد به آنجا هم از سطح زمین تونلی اوریب زدند و   پله هایی هم تعبیه کردند خلاصه

موتوری خریداری شد و در همان جا نصب شد تا آب را از چاه کینه بکشد و به رشته قنات بریزد الحمدالله با همت مالکین این کار با موفقیت انجام شد دوباره آب در رشته قنات جاری شد و آب گوارای قنات از دنفره در وسط روستا بیرون و جاری شد و به سمت زمینهای زر خیز ش طی مسیر کردو دوباره دل مالک و غیر مالک شاد شد و پیامد این امر خیر سیراب شدن زمینهای خشک و نهایتا  سر در آوردن بذرها از دل خاک و سر سبزی مزرعه ها و شادابی و خوشحالی مردم روستا و حتی دامها هم  براحتی سیراب و از تشنگی نجات یافتند

           تلاش برای داشتن آب

این طرح و تلاش هم چندان دوامی نداشت انگار قهر طبیعت کار خود را خوب انجام داده بود و ضربه چنان بر قلب این رشته قنات نواخته شده بود که هر گونه تلاش انسان کار به جایی نمی برد و بایستی تمام زحمات پیشینیان که با قوت و زور بازو کلنگ دسته کوچک و نوک تیز وبلند را در دل زمین که قطرات آب هم بر سر و رویش می چکیده به حرکت دراورده و در قلب زمین تونلی به طول چندین کیلومتر چنان با مهارت و مهندسی عالی که جای حرف و بحث دارد حفر نموده و هر چند متر هم یک میله ی چاه حفر نموده تا خاک تونل را بوسیله ی ماشین ساده ای به نام چرخ از دل زمین بیرون آورد و با رعایت تراز کف تونل تا آب در سطح تونل بدون هیچ پس زدگی راه خود را به سمت روستا ادامه داده و سر از دنفره داخل روستا در آورد
با توضیحات فوق تونل را  آنقدر ادامه داده تا به یک منبع آب زیرمینی بزرگی برخورد نموده که این آب گوارا بدون وقفه مردم و مزارع و دامها را سیراب می کرد

حال مسیر رشته قنات را چگونه و با چه علمی ادامه می دادند تا به آن منبع  برسند و یا چگونه تشخیص می دادند منبع کجاست آن هم جای بحث دارد که چگونه به این علم دست یافته بودند

آخرالامر مالکین از آن قنات نا امید شدند و دست از آن کشیده و چاره را در این دیدند تا چاه عمقی حفر کنند  و آب را از حفره های زیر زمینی که در اعماق زمین است بوسیله ی نیروی موتور پمپ به سطح زمین آورند و استفاده کنند

این کار حدودا در سنه های 1359 یا 1360 عملی شد و در جنوب غربی روستا بالای جاده ی اصلی جوین -- جاجرم  چاه بوسیله ی دستگاه حفر و موتور پمپ نصب و استارت زده شد و آب بسیار خوبی هم از نظر کمی و هم  کیفی به سطح زمین امد و در جوب های مزارع روان شد

همان طوری که عرض کردم آب موتور در اوایل چنان زیاد بود که آب یاری آن باید بوسیله ی دو یا سه نفر انجام می شد و تمام سه آیش زمین را سیراب می کرد و مالکین هم راضی و خوشحال بودند

ولی به دلایل مختلف کم کم آب چاه تقلیل رفت  تا جایی که تا کنون چند بار در جاهای دیگر چاه حفر شده تا این که اکنون چاه به زیر جاده منتقل شده و الحمدوالله موتور پمپ ناله می زند و آب مزارع را تامین می کند

باید بگویم که اوایل که برق به دشت جوین نیامده بود موتور گازائیلی بود ولی از وقتی برق آمد برای چرخاندن پمپ از موتو الکتریکی استفاده می شود

 

کانال قنات که در آن آب جریان دارد


 قنات دلقند

 یکی دیگر از قنوات روستای راه چمن رشته قنات دلقنداست که تقریبا در شمال شرقی روستا واقع شده است

مصب خروجی آن ( دنفره ) در شرق قبرستان راه چمن یا همان معصوم زاده واقع می شد

رشته قنات آن از دنفره شروع و در امتداد روق  ( روق یک آبروفت فصلی است که سیل آبها را تخلیه می کند )بین راه چمن و ابویسان به سمت جنوب ادامه می یابد تا به منبع آب زیرزمینی  ( کینه ) وصل می شود

در مورد سر گذشت قنات دلقند و ارتباطش با قنات راه چمن و این که در جاری شدن سیل بزرگ چه بر سر این دو قنات آمد در توضیح قنات راه چمن به اندازه ی کفایت برایتان نوشته ام

 زمینهای قنات دلقند

قنات دلقند هم دارای سه آیش زمین است که:

یک آیش همیشه در حال استراحت و دو آیش دیگر زیر کشت می باشند

آیشها ی قنات دلقند عبارتند از :

 

1 ) زمینهای زیر باغچه ها و باغات از غرب محدود به جاده (شمالی-جنوبی) محمدآباد تا جاده (غربی-شرقی)محمدآباد مشرف به زمینهای آیش میانی قنات محمد آباد

2 ) زمینهای غرب جاده (شمالی-جنوبی)محمدآباد تادیوار غربی باغ صفر میرزا امتداد این دیوار به سمت شمال تا زمینهای بایر و دقی

3 ) زمینهای غرب آیش دو تا محدود به جاده اصلی روستا به سلیمان و امتدادش تا زمینهای بایر النگ

توضیح اینکه:

نشان مشخص بین زمینهای قنات راه چمن و دلقند جوب آب دلقند است که در محل به آن  ( کندو وه ) می گویند

 و اینکه مالک تقریبا متناسب با اندازه ی آبی که مالک است در سه آیش به طور تقریبا مساوی زمین دارد

باغچه ها و باغها

این قسم از زمینهای قنات معمولا مشرف دنفره قنات هستند

 

باغها در روستای راه چمن معمولا باغهای انگور است که به صورت جوبه و پشته کاشته می شد و به آب کمی نیاز داشت یا دارد

باغچه ها معمولا زیر کشت یونجه بود که علوفه تابستان و زمستان دامهای روستائیان را تامین می کرد

 

چند مشخصه قنات دلقند

 

1 - قنات دلقند از نظر کمی به اندازه کافی زمین در اختیار ندارد یعنی اندازه زمین و مقدار آب با هم تناسب ندارند

2 - کیفیت زمینهای دلقند نسبت به راه چمن کمتر است در نتیجه اندازه بزداشت محصول در فاکتور های مساوی کمتر است

3 - گردش آب ( مدار ) در قنات دلقند ( 12 ) است یعنی هر مالک در 12 شبانه روز یک بار نوبت آبش می شود و اینکه به علت رس بودن خاک و قابلیت نگهداری رطوبت کشت در این مدت تشنه نمی شود

4 - مالکان دلقند اکثرا خورده مالک هستند عمده مالک لااقل در گذشته نداشته اند

توضیح اینکه :

این قنات با ارزش چندین سال است که خشک شده است و به همت مالکین:

 

یک حلقه چاه عمیق در

             جنوب باغ غلام کربلایی حسین کنار جوب اصلی قنات ومشرف به جاده اصلی روستا به معصوم زاده حفر شده است و:

یک دستگاه شناور الکتریکی هم در قعر چاه نصب شده که بوسیله ی انرژی الکتریکی جان گرفته و شبانه روز ناله می زند و حاصل این ناله و سر و صدا جاری شدن مایه ی حیات در جوبها و پیچاپیچ زمینهای قنات دلقندشده و باعث جان گرفتن کشت و زرع که چشمان پاک زارع و کشاورز چنان خیره و مبهوت می شود که راهی جز سجده کردن در برابر ذات اقدس باری تعالی و عظمتش ندارد

بزای تمام مالکان دلقند آرزوی سلامتی داردم:

  و برای مردم خوب روستای راه چمن

 حوضچه ای که خروجی آب موتور دلقند زوی آن میریزد

خروجی آب موتور دلقند

 

 قنات محمدآباد سفلی

 یکی دیگر از قنوات مردم روستای راه چمن رشته قنات معدآباد است که دنفره ی آن در شمال شرقی کلاته ابویسان(استی) واقع شده است و رشته قنات معدآباد هم در شرق کلاته و خود استی واقع می شد یعنی بین ابویسان و خداشا

فاصله دنفره قنات تا زمینهای زیر کشتش تقریبا زیاد بود : و آب بوسیله یک جوب که در محل به کندوا معروف است تا زمینها هدایت می شد

آب قنات از نظر کمیت تقریبا کم بود و مشئله ی دوری قنات هم این مورد را تشدید می کرد لذا به همین دلیل :

آب را شبها استخر می کردند

استخر: قطعه زمینی بود که دور آنرا با استفاده از خاک خودش سد بندی می کردند و شب آب قنات را در آنجا انبار می نمودند و روز با استفاده از آن زراعت خود آبیاری می کردند

یک نمونه استخر ها

 

باز بدلیل کمی آب این نوع قناتها به آنها کلاته می گویند و همچنین مالیت در آنها معمولا  به صورت عمده مالکی بوده است

 

قنات ریدوار

قنات ریدوار یکی از قنوات بسیار قدیمی روستای راه چمن است لذا ما چیز زیادی از قنات نمی دانیم :

رشته قنات ریدوار از زمینهای ریدوار شروع می شده و از غرب روستا پشت باغات انگور به سمت را آهن ادامه داشته است :

موتور تق تقی حاجی آقای الهیاری روی (کینه ی ) همین قنات ریدوار نصب شده که هنوز هم شب و روز ناله می زند و مزارع مربوطه را آبیاری می کند:

           زمینهای ریدوار

غرب جاده سلیمان از محلی که جاده کمی شیب پیدا می کند و این شیب زمین ادامه پیدا می کند تا حریم زمینهای قنات بویالی یعنی زمینهای حاشیه النگ

          موتور آب  مرحوم غلام کربلایی حسین

خدا بیامرز غلام در محل پیچ جاده بویالی به سمت غرب در ابتدای زمینهای قنات و در محلدنفره قنات موتور آبی زد و با آب نه چندان زیاد آن روی زمنهای ریدوار کشت و کار می کرد

که این امر چند سالی طول نکشید

           موتور آب حاج آقا الهیاری و مالکین دیگر

در محل سراشیبی جاده سلیمان سمت شرق جاده چاه آبی حفر شد که اکثر مالکین در آن سهبم  بودن و از آن استفاده می کردند و زمینهای خود را کشت و کار می کردند

این موتور هم زیاد دوام نداشت و خشک شد

در حال حاضر زمینهای ریدوار بوسیله موتورهای دلقند و راه چمن کشت و کار می شود

قنات بویالی

 

قنات کلاته بویالی یک قنات کوچک و تقریبا خوصوصی بوده است یعنی یک عمده مالک داشته بنام اللهیار خان که بعد از کشته شدنش در حمام خزینه ای راه چمن تنها فرزندش حیدر مالک آن بود

این قنات واقع می شود در زیر زمینهای ازقندی یعنی از شمال

از جنوب به رودخانه ی فصلی کال شور

از شرق به زمینهای بویالی  و از غرب به زمینهای قنات استریان

این قنات چندین سال است که خشک شده و مثل قنات محمدآباد سفلی به علت نداشتن مالکان فعال هیچ اقدامی جهت احیای آن نشد و هم اکنون جهت کشت زمینهایش از موتور ازقندی استفاره می کنند

رشته قنات آن به طرف جنوب از بین زمینهای ازقندی و راه چمن ادامه پیدا می کند و از جاده اصلی جوین عبور کرده و تا نزدیک موتور تق تقی می رسد که الان آثارش با مشکل مشخص است

 

قنات ازقندی

این قنات از زمانی که من یادم می آید خشک بود و واقع می شود در

غرب رشته قنات بویالی  و زیر جاده راه چمن-اسریان یعنی شمال جاده و از جنوب به زمینهای بویالی و از غرب به زمینهای استریان

این قنات به صورت خورده مالک بوده

بعد از انقلاب اسلامی

فرزند ارشد آقای راهنما سید محمد به راه چمن برگشت و با یک فکر خوب در صد زیادی از زمینهای ازقندی را از خوده مالکان خرید و تقریبا بطور خصوصی موتور نیمه عمیقی زد و با استفاده از کارگران روز مزد شروع به کشت و کار نمود و تا اکنون هم ادامه دارد و الحمدولله موفق هم بوده

لازم به ذکر است که

آقا سید محمد اخیرا دار فانی را وداع و در جوار حق آرمیده است واین قنات بوسیله وارثان و دیگر شرکا اداره می شود

 

      برای همه آرزوی سلامتی دارم

 

قنات عباس آباد (راه چمن)

 

این قنات در جنوب غربی روستا و غرب شنلی خطه در بالای جاده اصلی جوین نزدیک حجت آبادواقع می شود

این قنات سالهای سال بود که خشک شده بود و هیچ حرفی از آن نبود

ظاهرا تیر عدالت گستری و اصلاحات ارضی اعلی حضرتی این قنات خشکیده و بی جان و فراموش شده و مظلوم را نشانه گرفته و برای خالی نبودن عریضه آنرا تیکه و پاره و سهم سهم نموده و قدرت شاهانه را بر روی لاشه آن نشان داده و لطف نمودو به دهقانان زمین زراعی بخشیدند تا زراعت کرده و خود کفا شوند...

چنین است که به هر دهقان بی زمین 6 ساعت آب با زمین از گردش 12 شبانه روزقنات عباس آبادتعلق می گیرد که همان زمان سند رسمی تنظیم شده و طی مراسمی به دهقانان زحمت کش بی زمین تقدیم می گردد

اینکه این دهقانان بی زمین برابر چه فاکتوری وبا رای و نظر چه کسانی انتخاب و معرفی شدند که مستحق دریافت زمین شدند خدا می داند

البته ما آگاهی داریم که اصلاحات ارضی شاهنشاهی جه کسانی و چگونه به بازی گرفته و سناریوی آن را نوشتندونقشهای آن را بازی کردند

این قنات بی جان با سندهای رسمی کشور شاهنشاهی در نقطه ای از دشت زرخیز جوین بدون هیچ سرو صدایی در حال استراحت متلق بود تا جریان چاهای مهدوی نامی آن هم باهمکاری صادقانه یک عده روشن فکر و خیر خواه مردم ستم دیده روستای راه چمن عزیز که کمک کردند دیمه زارهای آنان را که چه زحمتهایی کشیده بودند و پشبند درست کرده بودند وجندین سال از این پشبندها روزی می خوردند خیلی راحت به آقای مهدوی و شرکتش که معلوم نبود از کجا آمده و کیست گفتند بفرمائید و تلاش نموده وریختند به حلقومش تا نو ش جان کند و مردم بیچاره راه چمن هم آواره ورامین و ...... شوندوبا چه زحمت و چه قیمتی لقمه نانی در آورند و در این راستا چه درد سرهایی را که تحمل نکردندو ادامه جریانات دیگر که انشاءالله یک موضوع جدا باز کرده و مفصل خواهم نوشت........

و اما

بعد از موارد فوق ارزش زمینهای عباس آباد را یک عده مغز متفکر و اقتصاد دان درک نموده و به هر زحمتی دهقانان بی زمین یا وارثان صغیر و یا کبیر آنان را که  در خیلی از موارد تکلیف اموال ورثه معلوم نبود را شناسایی نمودند و سند محلی (شیروه)تنظیم و با ضمیمه امضاء و مهر شورا و دهدار روستا در ذیل این اسناد را از نظر قانون با ارزش و معتبر کردند  و با پرداخت مبلغ ناچیزی که طرفین فقیر و غنی توافق کرده بودند دهقانان را از شر این سندها راحت کردند وخود شدند مالک قنات عباس آبادو فکر کنم الان موتور آبی حفر نموده و به کشت و کار و کسب در آمد مشغولند :

                                                             والسلام

 

 

قنات کلاته سلیمان

این قنات واقع شده در شمال روستای راه چمن در دامنه جنوبی کوه هرده 

حدود و مختصات زمینهای این قنات

شمالا به دامنه کوه هرده تا جایی که زمینهای قابل کشت تمام  می شود و زمینهای شن زاز و سنگ لاخ شروع می شودضمنا در راستای همین حد شمالی کندوه(جوب اصلی قنات) هم تا دنفره قنات(مصب خروجی آب قنات) به عنوان نشان اصلی کشیده شده است

جنوبا تا حریم رودخانه فصلی کال بزرگ (کاتاکال)

شرقا تاجایی که دیگر زمین قابل کشت نیست تقریبا روبروی کلاته بویالی

غربا تا جایی که زمین شور می شود و قابل کشت نیست

 

رشته قنات سلیمان تقریبا فاصله زیادی از زمینهایش داشت یعنی

دنفره آن شمال غربی روستای خداشاه مشرف به النگ و جنوب کال بزرگ بود که رشته قنات آن به سمت جنوب ادامه می یافت بین دو روستای خداشاه و ابویسان تا به کینه (منبع آب زیرزمینی ) می رسید

جهت عبور آب  از کال بزرگ از لوله فلزی استفاده کرده بودند

برای رساندند آب قنات تمام این فاصله را از جوب (کندوه) استفاده می کردند که مقدار زیادی از آب در زمین فرو میرفت و از از بین می رفت

این قنات با ارزش مثل سایر قنوات دشت جوین خشک شد

لذا مالکان به فکر حفر چاه عمیق افتادند در راستای همین تفکر اول در دامنه کوه هرده و دهانه آبرفت دهروه چاهی حفر کردند که متاسفانه آّب خروجی از این چاه شور و تلخ بود و به درد کشاورزی نمی خورد

لذا ناچارا در همان مسیر رشته قنات اصلی چاه عمیقی حفر نمودند ولی جهت جلوگیری از هدر رفت آب آنرا بوسیله لوله تا زمینها هدایت کردند الحمدولله این طرح موفق بود و الان هم مالکان به کاشت و داشت و بر داشت مشغول هستند

 

 عمده مالک این قنات حاج جان محمد الهیاری بود که آنرا مدیریت میکرد و خورده مالکان هم از او تبعیت می کردند

خورده مالکان سلیمان کربلایی حسین و کربلایی صفر بودند که تا من یادم می آید وارثان آنان عباسعلی و علی اکبر و رمضان در این قنات مالک بودند و شاید تعداد کمی دیگر

در زمان رونق این قنات کلاته سلیمان دو محصول معروفی داشت که عبارتند از

1) خربزه های خاقانی{این خربزه اول سبز خوشرنگ و کشیده و صاف بود که وقتی می رسید زرد رنگ می شد با پوشتی نازک و بی نهایت لطیف و شیرین به قول معروف نوش جانش مساوی بود با ترک خوردن لبها و دهان یادش بخیر واقعا چنین بود من فکر نمی کنم نظیرش در دنیابوده باشد یا در آینده خواهد بود}

این خربزه ی شیرین بوی بسیار مطبوعی داشت

حاجی الهیاری در روستا منزل مسکونیش بالاخانه ای داشت دونبش خانه ی زیر همین بالاخانه که یک در همیشه بسته به سمت کوچه داشت محل عبور مردم و انبا ر همین خربزه ها

عبور از این گذر مساوی بود با استشمام بوی مطبوع خربزه کلاته سلیمان تا چندین متری :حاجی آقا الهیاری که حتما  فیلش یاد هندوستان میکرد با توجه کیفیت خربزه واقعا حق داشت

 

بالاخانه دونبش حاجی الهیاری

 

2) میوه های سر درختی

یکی میوه های سر درختی کلاته سلیمان {زردآلوی چینگ کلاغی } بود

زردآلویی درشت لطیف و بسیار شیرین بود که هر آدمی وقتی گذرش به آنجا می افتاد و موفق به خوردن این میوه لذیذ در آن هوای سوزان می شد خودتان تصور کنید به آن فرد چه حالی دست می داد

لازم به ذکر است که آن زمان مثل الان میوه فراوان نبود و هر میوه فقط در فصل خودش پیدا می شدوبقیه مسائل را خودتان حدس بزنید

غیر از زردآلو میوه هایی مثل گیلاس وآمرود و آلبالو و آلوزرد هم بود

حاجی الهیاری میوه های سلیمان را برای کسب درامد نمی فروخت و سعی می کرد ضمن ارسال تحفه برای دوستان و آشنایان به مردم روستا مخصوضا همسایگان هم بدهد تا آنان هم نوبری کرده باشند

 

دامداران عشایر بلوچ  کلاته سلیمان

 

در زمانی که قنات سلیمان زنده بود و آب در کندوه آن جاری بودعده ای از عشایر بلوچ  در حاشیه همین آب خانه هایی مسکونی برای خود ساخته بودند و از راه دامداری گذران زندگی می کردند...

رابطه آنان با مردم روستای راه چمن خوب بود چون بلوچها علاوه بر دامهای خود تعدا دیگری را نیز قبول می کردند و چوپانی می کردند

خانه های مسکونی سلیمان در دو طرف جاده سنخواست و مشرف به زمینهای قنات سلیمان و نزدیک درختان میوه بود

با خشک شدن قنات بلوچها نیز نتوانستند در سلیمان زندگی کنند و از آنجا مهاجرت کردند

عده ای در راه چمن ساکن شدند و زندگی روستایی را ترجبح دادند به عشایری

عده ای هم مهاجرت کردند به روستای حجت آباد که تقریبا زندگی نیمه روستایی داشتند

ولی با پیروزی انقلاب اسلامی جهاد سازندگی بسیار خوب به امورات آنان رسیدگی کرد که الحمدالله اکنون تعداد قابل ملاحظه ای از عشایر بلوچ در حجت آباد زندگی می کنند و از امکانات رفاهی تقریبا خوبی برخوردار هستند

 

 والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

 

خوب دوستان عزیزو خوب و نازنین روستای راه چمن ساکن در سراسر ایران و حتی جهان  خصوصا ساکنین روستا و کسانی که اندکی دست به قلم دارند و علاقه دارند اطلاعاتی از گذشته و آینده راه چمن گفته و نوشته شود و انشاءالله در آینده مجموعه خوبی جمع آوری کنیم تا باشد که فعل مثبتی شود برای اتیه

استدعای عاجزانه دارم به هر طریقی که برایتان مقدر است مطالبی جمع آوری کنبد یا از بزرگان تحقیق کنید برایم ارسال کنید من هم به رسم امانت به نام خودتان درج می کنم یا به هر روشی خودتان صلاح میدانید همانطور عمل می کنیم              انشاءالله و تعالی

 


              سی و یکم فروردین ماه سال هزارو سیصدو نودو دو

 حاج یوسفعلی راه چمنی

 

تیپ یک جوان روستای راه چمن در اواخر دهه ی چهل

 

تصویری از جاده سلیمان هرده

 

 

صندوق قرض الحسنه راه چمن