مطالب و عکسهای مذهبی {محرم }شعری بدون نقطه در وصف پیامبر

بنام پروردگار منتقم

 

شعر بدون نقطه علامه حسن زاده

علامه حسن زاده آملي شعري بدون نقطه در وصف پيامبر اعظم (ص) سروده‌اند كه بدين ترتيب است:

 

محمود مسلم ملائک امار مطاع در ممالک


هم سالک و هم سلوک و مسلوک او مالک و ماسواه مملوک


هر حکم که داد هر دل آگاه سر لوحه حکم اسم الله


اسمی که در او دوای هر درد اسمی که روای مرئه و مرد


اسمی که مراد آدم آمد اسمی که سرود عالم آمد


سوداگر اگر در او دل آسود سودا همه سود دارد و سود


مر همدم کردگار عالم کی هول و هراس دارد و همّ


دل در حرم مطهر او گل گردد و هم معطّر او


هر دل که ولای وصل دارد همواره هوای وصل دارد


موسی که هوای طور دارد کی دل سر وصل حور دارد


ای وای مر آدم هوس را دل داده کام سگ مگس را


در وصل صمد رسد رصدگر در اسم احد رود سراسر


درگاه سحر مراد سالک دادار دهد علی مسالک


لوح دل آملی اوّاه دارد صور ملائک الله

 

568274_27h6WJfe.jpg


17283133269915192134474919925399142143145.jpg


نخستین نماز در اسلام

بر طبق آنچه از تواریخ و روایات به دست می‏آید نخستین دستوری که به پیغمبر اسلام نازل گردید دستور نماز بود. بدین ترتیب که در همان روزهای نخست‏ بعثت، روزی رسول خدا(ص) در بالای شهر مکه بود که جبرئیل نازل گردید و با پای خود به کنار کوه زد و چشمه آبی ظاهر گردید، پس جبرئیل برای تعلیم آن حضرت با آن آب وضو گرفت و رسول خدا(ص) نیز از او پیروی کرد، آن گاه جبرئیل نماز را به آن حضرت تعلیم داد و نماز خواند. پیغمبر بزرگوار پس از این جریان به خانه آمد و آنچه را یاد گرفته بود به خدیجه و علی(ع) یاد داد و آن دو نیز نماز خواندند. از آن پس گاهی رسول خدا(ص) برای خواندن نماز به دره‏های مکه می‏رفت و علی(ع) نیز به دنبال او بود و با او نماز می‏گزارد و گاهی هم مطابق نقل برخی از مورخین به مسجد الحرام یا منی می‏آمد و با همان دو نفری که به او ایمان آورده بودند [یعنی علی و خدیجه(س)] نماز می‏خواند. اهل تاریخ از شخصی به نام عفیف کندی روایت کرده‏اند که گوید: من مرد تاجری بودم که برای حج ‏به مکه آمدم و به نزد عباس بن عبد المطلب که سابقه دوستی با او داشتم برفتم تا از وی مقداری مال التجاره خریداری کنم. پس روزی همچنان که نزد عباس در منا بودم - و در حدیثی است که به جای منی، مسجد الحرام را ذکر کرده - ناگاه مردی را دیدم که از خیمه یا منزلگاه خویش خارج شد و نگاهی به خورشید کرد و چون دید ظهر شده وضویی کامل گرفت و سپس به سوی کعبه به نماز ایستاد و پس از او پسری را که نزدیک به حد بلوغ بود مشاهده کردم او نیز بیامد و وضو گرفت و در کنار وی ایستاد؛ و پس از آن دو، زنی را دیدم بیرون آمد و پشت ‏سر آن دو نفر ایستاد. و به دنبال آن دیدم آن مرد به رکوع رفت و آن پسرک و آن زن نیز از او پیروی کرده به رکوع رفتند، آن مرد به سجده افتاد آن دو نیز به دنبال او سجده کردند. من که آن منظره را دیدم به عباس - میزبان خود - گفتم: وای! این دیگر چه دینی است؟ پاسخ داد: این دین و آیین محمد بن عبد الله برادرزاده من است و عقیده دارد که خدا او را به پیامبری فرستاده و آن دیگر برادر زاده دیگرم علی بن ابیطالب است و آن زن نیز همسرش خدیجه می‏باشد. عفیف کندی پس از آن که مسلمان شده بود می‏گفت: ای کاش من چهارمین آنها بودم. منبع : کتاب: زندگانی حضرت محمد(ص) ص 135 نویسنده: رسولی محلاتی

 

 

568274_AZH5hev6.jpg

568274_fiZsM2Qe.JPG

568274_UNegMiSG.JPG

568274_3VxxCWCW.JPG

568274_cT7DNCUT.JPG

 

568274_kTTdmrXK.JPG

568274_Le8aKvqd.JPG

568274_6tn9hy4C.JPG

568274_ZTkxnPKl.JPG

568274_Tb4wlyaD.jpg

568274_AsnmfTMC.JPG

568274_E3v4mVJ7.JPG

568274_fPztACKD.JPG

568274_NTmzVOXE.JPG

568274_XEbazlGq.JPG

568274_Atxkl2Gr.JPG

568274_Q7Wi1xkW.JPG

568274_0Dyy1XQP.JPG

568274_EyiuqPk9.JPG

568274_D0hPJAd1.jpg

568274_8SZx8GMR.jpg

568274_xuxLyMJq.jpg

568274_3h1ax6tK.jpg

568274_hlcCfMWO.JPG 

568274_or1SuQ20.jpg

568274_r0WTuW1X.JPG

568274_TdIDKUvK.JPG

568274_tasTGVn0.JPG

568274_795mPTdc.JPG

568274_QuCADrXd.JPG

568274_xBAzdUDP.JPG

568274_p2eqbLR5.jpg

568274_ofFdfP4Q.jpg

568274_JbGcfgT9.jpg

568274_0Jc1kgzQ.jpg

 

تقدیم به ارادتمندان سالار شهیدان(ع)

 568274_IeaXIu8M.JPG

568274_8ouawun3.JPG

568274_HtagoaSZ.JPG

568274_Lc7pv7o1.JPG

568274_tM8fcLLE.JPG

568274_EcU7STNX.JPG

 

 

 


/ 0 نظر / 23 بازدید