مقبره حضرت یوسف و بنیامین و پدر بزرگوارشان یعقوب نبی (س) کجاست

 بنام خداوند بشنده و مهربان 


گردآورنده: یوسف علی راه چمنی     


آرامگاه حضرت یوسف بخاطر نزاعی که بین مردم مصر برخاست و هر دسته ای می خواستند تا جنازه آن حضرت را در محله خود دفن کنند،برای بسیاری از افراد مبهم ماند.اگر مشتاق به دیدن محل دفن آن حضرت هستید در ادامه این مطلب با ما باشید.  حضرت یوسف علیه السلام به قدری محبوبیت اجتماعی پیدا کرده و عزّت فوق العاده‎ای نزد مردم مصر داشت که پس از فوتش بر سر محل به خاک سپاریش نزاع شد. هر طایفه‎ای می‎خواست جنازه یوسف در محل آنها دفن شود، تا قبر او مایه برکت در زندگی‎شان باشد. بالاخره رأی بر این شد که جنازه یوسف را در رود نیل دفن کنند، زیرا آب رود که از روی قبر رد می‎شد مورد استفاده همه قرار می‎گرفت و با این ترتیب همه مردم به فیض و برکت وجود پاک حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ می‎رسیدند.طبرسی در تفسیر خود نقل کرده چون یوسف از دنیا رفت ، او را در تابوتی از سنگ مرمر نهاده و میان رود نیل دفن کردند و علتش این بود که چون یوسف از دنیا رفت ، مردم مصر به نزاع برخاسته و هر دسته ای می خواستند تا جنازه آن حضرت را در محله خود دفن کنند و از برکت آن پیکر مطهر بهره مند گردند و سرانجام مصلحت دیدند جنازه را در رود نیل دفن کنند تا آب نیل از روی آن بگذرد و به همه شهر برسد و تا مردم در این بهره یکسان باشند و برکت آن جنازه به طور مساوی به همه مردم برسد و این قبر تا زمان حضرت موسی (ع ) هم چنان در رود نیل بود تا وقتی که آن حضرت بیامد و او از نیل بیرون آورد و به فلسطین برد.مسعودی می گوید:سبب این که موسی جنازه یوسف را از مصر حمل کرد، آن بود که باران بر بنی اسرائیل نیامد. پس خدای عزوجل به موسی وحی فرمود جنازه یوسف را بیرون آورد. موسی از محل دفن یوسف پرسید و کسی از جای آن مطلع نبود و تا این که پیرزنی نابینا و زمین گیر از بنی اسرائیل را آوردند و او گفت :من جای یوسف را می دانم ولی سه حاجت دارم که باید از خدا بخواهی آنها را برآورد تا آن جا را به تو نشان دهم :یکی آن که از این بیماری نجات یافته و بتوانم راه بروم ، دیگر آن که بینا شده و جوانی ام بازگردد، سوم آن که خداوند جایم را در بهشت پیش تو قرار دهد.خداوند به موسی وحی فرمود سخنش را بپذیر که ما حاجت های او را بر آوردیم . پیرزن محل دفن یوسف را نشان داد و موسی جنازه را بیرون آورد و به فلسطین منتقل ساخت .آرامگاه حضرت یوسف نبی(ع) اکنون در شرق نابلس سرزمین های اشغالی قرار دارد که هرازچندگاهی توسط شهرک نشینیان صهیونیست مورد تعرض قرار می گیرد که در ادامه تصاویری از آن مشاهده می کنید. 


نتیجه تصویری برای مقبره حضرت یوسف

نتیجه تصویری برای مقبره حضرت یوسف

نتیجه تصویری برای مقبره حضرت یوسف

نتیجه تصویری برای مقبره حضرت یوسف


داستان جالب و خواندنی و واقعی مرگ و دفن حضرت یوسف شرح: حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ


به قدری محبوبیت اجتماعی پیدا کرده و عزّت فوق العاده‎ای نزد مردم مصر داشت که پس از فوتش بر سر محل به خاک سپاریش نزاع شد. هر طایفه‎ای می‎خواست جنازه یوسف در محل آنها دفن شود، تا قبر او مایه برکت در زندگی‎شان باشد.بالاخره رأی بر این شد که جنازه یوسف را در رود نیل دفن کنند، زیرا آب رود که از روی قبر رد می‎شد مورد استفاده همه قرار می‎گرفت و با این ترتیب همه مردم به فیض و برکت وجود پاک حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ می‎رسیدند.حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ را در میان رود نیل دفن کردند تا زمانی که حضرت موسی ـ علیه السلام ـ می‎خواست با بنی اسرائیل از مصر خارج شود.در این هنگام جنازه را از قبر درآورده و به سوی فلسطین آورده و دفن کردند، تا به وصیت حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ عمل شده باشد.جالب توجه این که: مدتی ماه (بر اثر ابرهای متراکم) بر بنی اسرائیل طلوع نکرد (هرگاه می‎خواستند از مصر به طرف شام بروند احتیاج به نور ماه داشتند و گرنه راه را گم می‎کردند)به حضرت موسی ـ علیه السلام ـ وحی شد که استخوانهای یوسف را از قبر بیرون آورد (تا وصیت او انجام گیرد) در این صورت، ماه را بر شما طالع خواهم کرد.موسی ـ علیه السلام ـ پرسید که چه کسی از جایگاه قبر یوسف آگاه است؟ گفتند: پیرزنی آگاهی دارد. موسی ـ علیه السلام ـ دستور داد که آن پیرزن را که از پیری، فرتوت و نابینا شده بود، نزدش آوردند.حضرت موسی ـ علیه السلام ـ به او فرمود: «آیا قبر یوسف را می‎شناسی؟» پیرزن عرض کرد: آری. حضرت موسی ـ علیه السلام ـ فرمود: ما را به آن اطّلاع بده.او گفت: اطلاع نمی‎دهم مگر آن که چهار حاجتم را بر آوری: اول: این که پاهایم را درست کنی. دوم: اینکه از پیری برگردم و جوان شوم. سوم: آن که چشمم را بینا کنی . چهارم: آن که مرا با خود به بهشت ببری.این مطلب بر موسی ـ علیه السلام ـ بزرگ و سنگین آمد. از طرف خدا به موسی ـ علیه السلام ـ وحی شد، حوائج او را برآور. حوائج پیر زن برآورده شد.آن گاه او مکان قبر یوسف ـ علیه السلام ـ را نشان داد. موسی ـ علیه السلام ـ در میان رود نیل جنازه یوسف ـ علیه السلام ـ را که در میان تابوتی از مرمر بود بیرون آورد و به سوی شام برد. آن گاه ماه طلوع کرد.از این رو، اهل کتاب، ‌مرده‎های خود را به شام حمل کرده و در آن جا دفن می‎کنند.جنازه یوسف ـ علیه السلام ـ را (بنابر مشهور) کنار قبر پدران خود دفن کردند.اینک در شش فرسخی بیت المقدس، مکانی به نام قدس خلیل معروف است که قبر یوسف ـ علیه السلام ـ در آن جا است.حُسن عمل و نیکوکاری این نتایج را دارد که خداوند پس از حدود چهار صد سال با این ترتیبی که خاطر نشان شد، طوری حوادث را ردیف کرد، تا وصیت حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ به دست پیامبر بزرگ و اولوا العزمی چون حضرت موسی ـ علیه السلام ـ انجام شود، و به برکت معرّفی قبر یوسف ـ علیه السلام ـ به پیر زنی آن قدر لطف و عنایت گرددآری، یوسف ـ علیه السلام ـ بر اثر پرهیزکاری و خدا ترسی، آن چنان مقام ارجمندی در پیشگاه خدا پیدا کرد که در روایت آمده: هنگامی که پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در شب معراج، به آسمان سوم رسید، یوسف ـ علیه السلام ـ را در آن جا به گونه‎ای دید که: «کانَ فَضْلُ حُسْنِهِ عَلی سایرِ الْخَلْقِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ لَیلَهِ الْبَدْرِ عَلی سایرِ النُّجُومِ؛ زیبائیش نسبت به سایر مخلوقات، همانند زیبایی ماه در شب چهارده نسبت به ستارگان بود.»در بعضی از روایات نقل شده که پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در سفری در بیابان به چادر نشینی برخورد، چادر نشین حضرت را شناخت، بسیار پذیرایی کرد. هنگام خداحافظی، رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به او فرمود: هرگاه از ما چیزی بخواهی از خدا می‎خواهیم که به تو عنایت کند؛او در جواب گفت: از خدا بخواه شتری به من بدهد که موقع حرکت، اثاثیه خود را بر آن بگذارم و چند گوسفند به من عطا کند که در این صحرا آنها را بچرانم، و از شیرشان استفاده کنم.حضرت آنها را از خدا تقاضا نمود. خداوند هم تقاضای حضرت را برآورد. در این هنگام رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به اصحاب خود رو کرد و فرمود: ای کاش این مرد نظر و همتش بلند بود و مثل عجوزه بنی اسرائیل، خیر دنیا و آخرت را از ما می‎خواست تا آن را از خدا می‎خواستم، و خدا به او می‎داد،اصحاب تقاضای بیان قصه عجوزه بنی اسرائیل را نمودند. حضرت داستان عجوزه را به طور مشروح برای اصحاب شرح دادند. در این روایت است که آن عجوزه سه حاجت خواست و برآورده شد: 1. جوان شود 2. همسر موسی گردد 3. در بهشت هم همسر موسی باشد 

مزار بنیامین، کوچکترین برادر حضرت یوسف کجاست؟

به گفته عدنان جابر، خادم این مرقد، حضور زائران لبنانی و غیرلبنانی در این مکان معنوی، بعد از پخش سریال حضرت یوسف(علیه السلام)، افزایش خاصی یافته است. به گزارش «شیعه نیوز»، یکی از روستاهای جنوب لبنان، "محیبیب نام دارد که مرقد جناب بنیامین کوچکترین برادر حضرت یوسف را در خود جای داده است.بِنْیامین ، کوچکترین پسر یعقوب و تنها برادر تنی یوسف . نام وی در قرآن نیامده ، اما از زبان یوسف با عنوان برادرم (اخی ) از دیگر برادران متمایز شده است (یوسف : 90). در داستانِ سفر برادران یوسف به مصر و باز شناختن یوسف که در نهایت سبب کوچ یعقوب و خانواده اش از کنعان به مصر شد چندین مرتبه ، از بنیامین با همین تعبیر یاد شده است (یوسف : . در عهد عتیق ، در چندین باب (پیدایش ، باب 35، 42،49) از بنیامین و سبط وی ، به عنوان یکی از قبایل دوازده گانة بنی اسرائیل ، سخن رفته است .درباره نام روستای محیبیب نیز که به واسطه وجود مرقد بنیامین نامگذاری شده است، گفته اند که بنیامین از دیگر برادرانش نزد پدر عزیزتر بود و به همین علت محیبیب نامیده شده است.به گفته عدنان جابر، خادم این مرقد که با شبکه تلویزیونی العهد مصاحبه می کرد، زمانی که این روستا در اشغال صهیونیستها بود، توجهی به آن نمی شد اما بعد از آزادسازی این مکان به دست حزب الله، کار تجدید بنا و توسعه آن صورت گرفت و امروز مورد توجه قرار گرفته است.او می گوید: حضور زائران لبنانی و غیرلبنانی در این مکان معنوی، بعد از پخش سریال حضرت یوسف، افزایش خاصی یافته است. 

sleh.jpg

47639_848.jpg

نتیجه تصویری برای مقبره حضرت یوسف





مزار حضرت یعقوب (علیه السلام)

حضرت یعقوب (علیه السلام) فرزند حضرت اسحاق نبی (علیه السلام) و نوه ی حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام) است. وی پس از درگذشت پدر بزرگوارش، هدایت قوم خویش را در سرزمین کنعان بر عهده داشت. نام آن حضرت در قرآن کریم 16 بار (1)، در زبور داوود، 12 بار (2) در انجیل یوحنا 2 بار (3) و در تورات به دفعات آمده است.(4) یکی از القاب حضرت یعقوب (علیه السلام) «اسرائیل» است (5) که لغتی عِبری و مترادف «عبدالله» می باشد.(6) نسلی که از آن حضرت باقی ماند، به «بنی اسرائیل» موسوم گشت که بارها در قرآن تکرار گردیده است.(7) حضرت یعقوب (علیه السلام) 12 پسر داشت که به «اَسباط» (8) شهرت یافتند و هر کدام قبیله ی بزرگی را به وجود آوردند. کوچک ترین پسر او یوسف (علیه السلام) نام داشت که بسیار محبوب پدر بود. در قرآن کریم حکایت آن دو پیامبر در سوره ی یوسف به تفصیل شرح داده شده است که چون یوسف (علیه السلام) در میان سایر برادرانش نزد پدر عزیزتر بود، مورد حسادت ایشان واقع شد؛ پس به بهانه ای او را با خود به صحرا بردند و در چاهی افکندند و پیراهن او را با خون بزغاله ای رنگین و به پدر خود وانمود کردند که گرگ یوسف را دریده است، اما کاروانی که از آن نواحی می گذشت، یوسف را یافت و از چاه بیرون کشید و با خود به مصر برد و در بازار برده فروشان به بهای اندکی فروخت. درد فراق یوسف بر یعقوب مستولی شد و آن قدر در غم فقدان فرزند گریست که چشمانش نابینا گشت و سال ها گذشت تا بر او روشن شد که یوسف (علیه السلام) زنده است و در مصر به مقام وزارت رسیده است؛ پس به قصد دیدار او به سوی مصر حرکت کرد و یوسف (علیه السلام) به استقبال آمد. حضرت یعقوب (علیه السلام) 17 سال در مصر زیست و ایام عمر او به 147 سال رسید.(9) پس روزی یوسف [علیه السلام] را طلبید و گفت: «... تمنا [ی من این است] که مرا در مصر دفن ننمایی. [بلکه می خواهم] با پدرانم بخوابم و مرا از مصر برداری و ... در مزار ایشان مدفون بسازی و [یوسف (علیه السلام)] گفت که موافق کلامت [عمل] خواهم کرد (10) ... و بعد از آنی که یعقوب (علیه السلام) وصیت نمودن [به] پسران خود را به اتمام رسانیده بود، پاهای خود را در بستر جمع کرد و جان تسلیم نموده به قوم خود (نیاکان پاکش) ملحق شد (11) ... یوسف [علیه السلام] بر روی پدر خود افتاد و بر او گریه نمود و او را بوسید».(12) پس پسران یعقوب (علیه السلام) به همان گونه که پدر امر کرده بود، بدن مطهر حضرت یعقوب را با خود به الخلیل بردند و در زمینی که حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام) برای مزار خاندان خود خریده بود و خود نیز در آن جا مدفون بود، به خاک سپردند و به مصر بازگشتند.(13) هنوز هم مزار مطهر حضرت یعقوب نبی (علیه السلام) در مسجد ابراهیمی در الخلیل معلوم و مورد توجه زائران مسلمان و مسیحی و یهودی است. روی قبر آن حضرت با پارچه ای ضخیم که مفتول دوزی بسیار نفیسی دارد و مزیّن به آیات قرآنی است، پوشانده شده و در وسط آن چنین منقوش است: «هذَا قَبرُ النَّبی یعقوب (علیه السلام)». بر بالای درب چوبی غرفه ی مزار یعقوب (علیه السلام) کتیبه ای هست که نشان می دهد این پارچه ی زیبا که اعراب آن را طراز می نامند، به دستور سلطان محمد بن قَلاوُن ــ از سلاطین مملوکی مصر به سال 713 ق تهیه و به آن روضه ی مقدسه اهدا گردیده است. در مقابل مزار حضرت یعقوب (علیه السلام)،

نتیجه تصویری برای تصویر مقبره حضرت یعقوب

نتیجه تصویری برای تصویر مقبره حضرت یعقوب

نتیجه تصویری برای تصویر مقبره حضرت یعقوب


مزار همسریعقوب نبی حضرت لایِقَه (علیه السلام)

 قرار دارد و دارای ضریحی مجزا می باشد. نام آن بانوی مکرمه بارها در تورات با تلفظ «لِیاه» آمده است.(14) حضرت یعقوب (علیه السلام) و اسحاق (علیه السلام) و حضرت ابراهیم (علیه السلام) و همسران گرامی ایشان همگی در مسجد ابراهیمی در الخلیل مدفون اند.    

71689_948.jpg


  

/ 0 نظر / 4186 بازدید